تبلیغات
گمشـــده در مـــه
جایی پشت خیالـم ... !

حق بدیم

یکشنبه 1396/06/19 17:39

نویسنده : بنفش

با من مخفی باش، بهت حق میدم.

با هم مخفی باشیم، ب هم حق بدیم.

شال گردن کمه باید کلاه و عینک و دسکش به علاوه 6 دست لباس پوشید و دم نزد. جایی سراغ داری توش گم شد و دیگ پیدا نشد ؟

18.6.96




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آینه

دوشنبه 1396/06/13 14:39

نویسنده : بنفش

و سالها گذشت و من کسی را یافتم ک بیشتر از من ، من را می شناخت. بیشتر از من، من را دوست داشت. اما هیچ نگفت. سکوت کرد و من هر چیزی را ب او نسبت دادم. آزردم و چنگ زدم و شکستمش.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نمیبینی

پنجشنبه 1396/06/2 06:57

نویسنده : بنفش

باید دو چشم دیگر میداشتی

ک میدیدی چقدر زیبایی

و چقدر حیفی برای دوست داشته نشدن


-دیرور پریروز




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خوبی

سه شنبه 1396/05/31 01:15

نویسنده : بنفش

از من نپرس خوبی

من اگر خوب باشم

روزی صدبار ب تو میگویم خوبم

ولی اگر روزی صدبار هم بپرسی خوبی

من هر بار میگویم خوبم.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پرتگاه

یکشنبه 1396/05/29 19:44

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: دست نوشته های بنفش ،
لبه پرتگاه ها مکان مورد علاقه من بود
در رد شدن از خیابان بی دقت بودم
مرگ من نباید خود خواسته  به نظر می رسید.

۹۶.۵.۲۳



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1396/05/30 04:54

اخر قصه گمشده در مه

جمعه 1395/05/22 10:55

نویسنده : بنفش

سالها

برای سالها

از تو احساسی داشتم

"عشق"

سالها

بعد سالها

از تو احساسی دارم

"مرگ عشق"


...94.5.22




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1395/05/26 10:14

چتر

پنجشنبه 1395/01/5 21:48

نویسنده : بنفش

یه روز عاشق چترت شدم

یه روز عاشق چتریم شدی

ازون روزا

سالها میگذره

وقتشه بزارم چتری هام بلند بشن.

5.1.95




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

شبح

دوشنبه 1395/01/2 02:24

نویسنده : بنفش

اون یه شبح بود

یه شبح لاغر اندام با پاهای بلند که گاهی سیبیل میذاشت

نقشش این بود که بابالنگ دراز زندگی من باشه

وای خدا... ازون موقع که دیدم عاشق یه شبح شدم یه مرضی به جونم افتاد

باعث میشد دنیا دور سرم بچرخه

مثل این که سوار ترن هوایی شده باشم

و هوا هم همیشه ابری و گرفته بود گاهی یه بارونی ام میزد

ازون موقع دیگه تو عکسا یه جوری بودم

جوری که مثلا اگه نبودم سنگین تر بود

میدونی چی میگم؟!

2.1.95




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

14/4

دوشنبه 1394/11/19 01:49

نویسنده : بنفش

زندگی خالیست

هیچ بهاری نیست

سر من، کبکی در برف

از تو متنفرم

از تو متنفرم ...

همه چی نیست.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

13/4

یکشنبه 1394/10/20 06:14

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: دست نوشته های بنفش ،
ترسم از اینه که 
مث قصه ی
یکی بودُ
یکی نبود


من باشم ُ
تو نباشی
.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 1394/10/20 06:33

12/4

دوشنبه 1394/09/16 20:51

نویسنده : بنفش
وقتی دارم به کس دیگ ای فکر می کنم......
به تو فکر میکنم !!!!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1394/09/16 20:56

11/4

چهارشنبه 1394/08/27 19:32

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ، دست نوشته های بنفش ،
به من بگو
حرف هایی که تمنای شنیدنش را دارم
مثلا....
.
.
.
حرف هایی که من هم جرات گفتنش را ندارم !



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1394/08/27 19:56

10/4

دوشنبه 1394/07/20 13:28

نویسنده : بنفش
یاد گرفتم چه جوری جلوی گریمو بگیرم 



دیگه مرد شدم ! 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

9/4

دوشنبه 1394/07/20 13:23

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
نمیدونم اگه بازم ببینمش دلم می لرزه یا نه ؟؟
.
.
.

قلبم از فکر کردن به این لحظه به طپش می افته ! 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1394/07/20 13:30

8/4

شنبه 1394/05/31 21:31

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
هوا سرد بود

دستا تو جیب

هیچ وقت نشد

بگیریم دستای همدیگه

تموم شد ولی

این شد آغاز

یه قصه ناتموم ِدیگه ...





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1394/07/20 13:26

7/4

پنجشنبه 1394/05/8 19:02

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
تو بی خداحافظی رفتی و من...

پشت سرت سه بار آب ریختم !!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1394/05/8 19:05

6/4

سه شنبه 1394/04/16 01:30

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
خاطرات
مثل اشباحی در سرزمینی غم انگیز
مثل ارواحی در سرزمین مردگان

ای کاش هیچ وقت نبود
خاطراتی که آدم دلتنگ را
بیشتر از هر وقت دیگری

"بیچاره تر " می کند ! 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1394/04/16 01:32

5/4

سه شنبه 1394/04/16 01:26

نویسنده : بنفش
همیشه ما می مونیم
و ناراحتی هایی که هیچ وقت نمیتونیم باهاش کنار بیایم
چیزای احمقانه
ولی آزاردهنده
مثل یه حقه کوچیک
دروغای گول زننده
دلخوشی های کاذب
چیزای احمقانه کوچیکی
که زندگی رو تلخ می کنه

93.7.28



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1394/04/16 01:28

4/4

سه شنبه 1394/04/16 01:22

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: دست نوشته های بنفش ،
یکی به یادمه هنوز...
یکی که ساعت ها به خاطرش ردیف میشن
یکی که سر ساعت صفر میرسه...

93.6.24



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1394/04/16 01:25

3/4

شنبه 1394/01/22 18:55

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
هیچ جا ، هیچ جمله ای، هیچ کلمه ای نیست
که حرف دل ِ منو بگه

من همینجا" ثابت "میمونم
تو همینجور" مشتاق "میری

این توافق نا عادلانه ی ماست
بی هیچ مذاکره ای !

*بنفش*





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1394/01/22 19:03

2/4

دوشنبه 1394/01/3 19:14

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: دست نوشته های بنفش ،
برگرد و بیا 
بدونِ تو عجیب، این حوالی عجیب و غم گرفته ست
منم باید برگردم به خودم
تو را نمیدانم برگردی یا نه

می گویم برگرد و بیا
تا کِ شاید جان بگیرد این غم نوشته
برگرد و بیا
فرقی ندارد 
ظهرِ تابستان
صبح ِزمستان
کنار تک درخت سبز
یا که جویبار یخ زده

میگویم برگرد و بیا
اما حتی خودمم نمی دانم که دلم میخواهد برگردی یا نه
محض جان گرفتن می گویم
محض ملودی و شعر
برای این نوای همیشه روشن
برای ویولن نواز قلبم 
می گویم برگرد و بیا...

"بنفشه"


sadegh-rastaakhiz



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: غم ، صادق ، رستاخیز ، دانلود ، نوشته ، زیبا ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1394/01/10 18:38

1/4

دوشنبه 1394/01/3 18:18

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: دست نوشته های بنفش ، مثل خاطره... ،


روزت
هفته ات
سالت را 
چطور آغاز کردی ؟!


-با درد و نفس تنگی بسیار ...


سال نو مبارک!

» خسته ام 
کسی باید مرا ب شهر شعر فرا بخواند .
دلتنگم
دلخسته
از صدایی که توی سرم هنوز و هنوز میخونه
و من بی توجه به او
فقط... فقط چشامو می بندم و...
میخوابم !
از صفر و صد 
از اول و اخر
از ابتدا و انتها
از مبدأ و مقصد
دلزده شدم


میخوام این( بین )جا بمونم
میخوام این جا جا بمونم !



1.1.94



soad-spider





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: sistem of a down ، spider ، دانلود ، دل نوشته ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1394/01/10 18:35

تو

سه شنبه 1393/11/28 10:42

نویسنده : بنفش
تو همانی که اگر دنیا هزار بار از نو ساخته شود
و من هزار بار در هر زندگی زاده شوم


دوباره جذبش می شوم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

....

شنبه 1393/11/4 20:45

نویسنده : بنفش
قلبـــــــ من دیگــــــــر هرگــــــز نخواهد خندید (!)


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1393/11/4 20:59

برگ برگ یک رابطه - 2

سه شنبه 1393/10/2 21:45

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
همه چیز رو میشه تو یه تابستون سرد تموم کرد
به شرطی که بعدش هیچ مهری نباشه
من خستم
از تکرار ِ مکررات خنده ها
دعواها 
حسای خوب
تعصب ، عشق
حساسیت های غمگین
از نگاهای زخمی ِ تو خستم
ازین تکرار خستم
دلم یه تابستون سرد می خواد
اون وقتی که یه روز عادی رو شروع کنم
نه عالی !



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1393/10/2 21:48

برگ برگ یک رابطه - 1

سه شنبه 1393/10/2 21:43

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
گاهی وقتا می خوابی
ولی دیگه بیدار نمیشی
قلبت یه جای سرد و عمیق خواب رفته
یه جا که دستت هیچ موقع بهش نمیرسه
و تو تا ابد خواب میمونی
می خوابی
پا میشی
این توئه هر روزته
ولی زندگیت ته اعماق یه اقیانوس به خواب نشسته



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1393/10/2 21:45

لرزشی سراسیمه

سه شنبه 1393/06/25 17:36

نویسنده : بنفش
عقربه های نفرین شده
تیک و تاک های سیاه
بر سرو صورتم می بارند
با شدتی نا ملایم
این قسمت من است!
یا ک قسمتی از من است.
شاید این نبض ها ب بازیم گرفته اند
هیچ گاه نخواهم فهمید
لرزش پر سراسیمه
بر تلی از خون
چه معنی میتواند داشته باشد!
هیچ وقت...
فکر نکنم...





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1393/06/26 01:10

.

سه شنبه 1393/05/7 00:21

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: مثل خاطره... ،
حس و حال کسی که ...
                 هیچ حسی نداره
                                  چیه ؟!!!!!.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1393/05/7 00:22

ترک

شنبه 1393/04/28 02:34

نویسنده : بنفش
ارسال شده در: دست نوشته های بنفش ،
این شعر برای سالهای سال خواهد بود !
سالهایی که مثل هنرمندی در اوج
صحنه زندگی مرا ترک خواهند گفت...

93.4.27



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1393/04/28 02:37

منو یادته ؟ من همونما...

سه شنبه 1393/04/17 01:05

نویسنده : بنفش
گریه هم که میکنم، تو اینجایی...
با یاد تو اشک می ریزم!!
یه لرزش و جاری شدن همه رویاهام!
مثل سرازیر شدن
مثل فروپاشیدن
مثل گریه های عمدی
 برای خالی شدن هِق
برای خالی شدن مطلق من از من!
از عمد گریه میکنم....
میخوام تصمیم های مهمی بگیرم!
میخوام موهامو کوتاه کوتاه کنم....
ناخونام رو حتی!
دیوار آرزوهامو حتی!
شاید یکی این باشه که تو نباشی
شاید دیگه خودمم نباشم!!!

از عمد غصه میخورم...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1393/04/28 02:38



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4