تبلیغات
گمشـــده در مـــه

گمشـــده در مـــه

جایی پشت خیالـم ... !

اخر قصه گمشده در مه

سالها

برای سالها

از تو احساسی داشتم

"عشق"

سالها

بعد سالها

از تو احساسی دارم

"مرگ عشق"


...94.5.22



[ جمعه 1395/05/22 ] [ 09:55 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



چتر

یه روز عاشق چترت شدم

یه روز عاشق چتریم شدی

ازون روزا

سالها میگذره

وقتشه بزارم چتری هام بلند بشن.

5.1.95



[ پنجشنبه 1395/01/5 ] [ 20:48 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



شبح

اون یه شبح بود

یه شبح لاغر اندام با پاهای بلند که گاهی سیبیل میذاشت

نقشش این بود که بابالنگ دراز زندگی من باشه

وای خدا... ازون موقع که دیدم عاشق یه شبح شدم یه مرضی به جونم افتاد

باعث میشد دنیا دور سرم بچرخه

مثل این که سوار ترن هوایی شده باشم

و هوا هم همیشه ابری و گرفته بود گاهی یه بارونی ام میزد

ازون موقع دیگه تو عکسا یه جوری بودم

جوری که مثلا اگه نبودم سنگین تر بود

میدونی چی میگم؟!

2.1.95



[ دوشنبه 1395/01/2 ] [ 01:24 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



برای خودم

میدونی خیلی چیزا عوض شده.فردا ساعت 8 برای من عید نیست . عید من گذشت . عید من وقتی بود که خیلی چیزا عوض شد. عیدی من، من بودم به من. اگه خیلی از جزئیاتش بخوای باید بگم دیگه تو آینه ب خودم مشت نمیکوبم. دیگه چونم رو نمیچسبونم به زانوم. زیر دوش اشک نمیریزم . بخوای جزئی ترش رو... هنوزم عجیب غریبم. سلیقم عوض نشده. انتخاب رنگام، هیچی!! اما... دیگه خودمو بغل میکنم برام شام میپرم برام کادو میخرم. خیلی جزئی ترش...دیگه منتظرت نیستم.



[ شنبه 1394/12/29 ] [ 23:31 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



14/4

زندگی خالیست

هیچ بهاری نیست

سر من، کبکی در برف

از تو متنفرم

از تو متنفرم ...

همه چی نیست.



[ دوشنبه 1394/11/19 ] [ 01:49 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



13/4

ترسم از اینه که 
مث قصه ی
یکی بودُ
یکی نبود


من باشم ُ
تو نباشی
.




طبقه بندی: دست نوشته های بنفش،
[ یکشنبه 1394/10/20 ] [ 06:14 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



12/4

وقتی دارم به کس دیگ ای فکر می کنم......
به تو فکر میکنم !!!!


[ دوشنبه 1394/09/16 ] [ 20:51 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



11/4

به من بگو
حرف هایی که تمنای شنیدنش را دارم
مثلا....
.
.
.
حرف هایی که من هم جرات گفتنش را ندارم !




طبقه بندی: مثل خاطره...، دست نوشته های بنفش،
[ چهارشنبه 1394/08/27 ] [ 19:32 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



10/4

یاد گرفتم چه جوری جلوی گریمو بگیرم 



دیگه مرد شدم ! 


[ دوشنبه 1394/07/20 ] [ 13:28 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



9/4

نمیدونم اگه بازم ببینمش دلم می لرزه یا نه ؟؟
.
.
.

قلبم از فکر کردن به این لحظه به طپش می افته ! 




طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ دوشنبه 1394/07/20 ] [ 13:23 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



8/4

هوا سرد بود

دستا تو جیب

هیچ وقت نشد

بگیریم دستای همدیگه

تموم شد ولی

این شد آغاز

یه قصه ناتموم ِدیگه ...






طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ شنبه 1394/05/31 ] [ 20:31 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



7/4

تو بی خداحافظی رفتی و من...

پشت سرت سه بار آب ریختم !!




طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ پنجشنبه 1394/05/8 ] [ 18:02 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



6/4

خاطرات
مثل اشباحی در سرزمینی غم انگیز
مثل ارواحی در سرزمین مردگان

ای کاش هیچ وقت نبود
خاطراتی که آدم دلتنگ را
بیشتر از هر وقت دیگری

"بیچاره تر " می کند ! 




طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ سه شنبه 1394/04/16 ] [ 00:30 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



5/4

همیشه ما می مونیم
و ناراحتی هایی که هیچ وقت نمیتونیم باهاش کنار بیایم
چیزای احمقانه
ولی آزاردهنده
مثل یه حقه کوچیک
دروغای گول زننده
دلخوشی های کاذب
چیزای احمقانه کوچیکی
که زندگی رو تلخ می کنه

93.7.28


[ سه شنبه 1394/04/16 ] [ 00:26 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



4/4

یکی به یادمه هنوز...
یکی که ساعت ها به خاطرش ردیف میشن
یکی که سر ساعت صفر میرسه...

93.6.24




طبقه بندی: دست نوشته های بنفش،
[ سه شنبه 1394/04/16 ] [ 00:22 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



3/4

هیچ جا ، هیچ جمله ای، هیچ کلمه ای نیست
که حرف دل ِ منو بگه

من همینجا" ثابت "میمونم
تو همینجور" مشتاق "میری

این توافق نا عادلانه ی ماست
بی هیچ مذاکره ای !

*بنفش*






طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ شنبه 1394/01/22 ] [ 17:55 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



2/4

برگرد و بیا 
بدونِ تو عجیب، این حوالی عجیب و غم گرفته ست
منم باید برگردم به خودم
تو را نمیدانم برگردی یا نه

می گویم برگرد و بیا
تا کِ شاید جان بگیرد این غم نوشته
برگرد و بیا
فرقی ندارد 
ظهرِ تابستان
صبح ِزمستان
کنار تک درخت سبز
یا که جویبار یخ زده

میگویم برگرد و بیا
اما حتی خودمم نمی دانم که دلم میخواهد برگردی یا نه
محض جان گرفتن می گویم
محض ملودی و شعر
برای این نوای همیشه روشن
برای ویولن نواز قلبم 
می گویم برگرد و بیا...

"بنفشه"






طبقه بندی: دست نوشته های بنفش،
برچسب ها:غم، صادق، رستاخیز، دانلود، نوشته، زیبا،
[ دوشنبه 1394/01/3 ] [ 18:14 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



1/4



روزت
هفته ات
سالت را 
چطور آغاز کردی ؟!


-با درد و نفس تنگی بسیار ...


سال نو مبارک!

» خسته ام 
کسی باید مرا ب شهر شعر فرا بخواند .
دلتنگم
دلخسته
از صدایی که توی سرم هنوز و هنوز میخونه
و من بی توجه به او
فقط... فقط چشامو می بندم و...
میخوابم !
از صفر و صد 
از اول و اخر
از ابتدا و انتها
از مبدأ و مقصد
دلزده شدم


میخوام این( بین )جا بمونم
میخوام این جا جا بمونم !



1.1.94









طبقه بندی: دست نوشته های بنفش، مثل خاطره...،
برچسب ها:sistem of a down، spider، دانلود، دل نوشته،
[ دوشنبه 1394/01/3 ] [ 17:18 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



تو

تو همانی که اگر دنیا هزار بار از نو ساخته شود
و من هزار بار در هر زندگی زاده شوم


دوباره جذبش می شوم



[ سه شنبه 1393/11/28 ] [ 10:42 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



....

قلبـــــــ من دیگــــــــر هرگــــــز نخواهد خندید (!)

[ شنبه 1393/11/4 ] [ 20:45 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



برگ برگ یک رابطه - 2

همه چیز رو میشه تو یه تابستون سرد تموم کرد
به شرطی که بعدش هیچ مهری نباشه
من خستم
از تکرار ِ مکررات خنده ها
دعواها 
حسای خوب
تعصب ، عشق
حساسیت های غمگین
از نگاهای زخمی ِ تو خستم
ازین تکرار خستم
دلم یه تابستون سرد می خواد
اون وقتی که یه روز عادی رو شروع کنم
نه عالی !




طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ سه شنبه 1393/10/2 ] [ 21:45 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



برگ برگ یک رابطه - 1

گاهی وقتا می خوابی
ولی دیگه بیدار نمیشی
قلبت یه جای سرد و عمیق خواب رفته
یه جا که دستت هیچ موقع بهش نمیرسه
و تو تا ابد خواب میمونی
می خوابی
پا میشی
این توئه هر روزته
ولی زندگیت ته اعماق یه اقیانوس به خواب نشسته




طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ سه شنبه 1393/10/2 ] [ 21:43 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



لرزشی سراسیمه

عقربه های نفرین شده
تیک و تاک های سیاه
بر سرو صورتم می بارند
با شدتی نا ملایم
این قسمت من است!
یا ک قسمتی از من است.
شاید این نبض ها ب بازیم گرفته اند
هیچ گاه نخواهم فهمید
لرزش پر سراسیمه
بر تلی از خون
چه معنی میتواند داشته باشد!
هیچ وقت...
فکر نکنم...




[ سه شنبه 1393/06/25 ] [ 16:36 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



.

حس و حال کسی که ...
                 هیچ حسی نداره
                                  چیه ؟!!!!!.




طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ دوشنبه 1393/05/6 ] [ 23:21 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



ترک

این شعر برای سالهای سال خواهد بود !
سالهایی که مثل هنرمندی در اوج
صحنه زندگی مرا ترک خواهند گفت...

93.4.27




طبقه بندی: دست نوشته های بنفش،
[ شنبه 1393/04/28 ] [ 01:34 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



منو یادته ؟ من همونما...

گریه هم که میکنم، تو اینجایی...
با یاد تو اشک می ریزم!!
یه لرزش و جاری شدن همه رویاهام!
مثل سرازیر شدن
مثل فروپاشیدن
مثل گریه های عمدی
 برای خالی شدن هِق
برای خالی شدن مطلق من از من!
از عمد گریه میکنم....
میخوام تصمیم های مهمی بگیرم!
میخوام موهامو کوتاه کوتاه کنم....
ناخونام رو حتی!
دیوار آرزوهامو حتی!
شاید یکی این باشه که تو نباشی
شاید دیگه خودمم نباشم!!!

از عمد غصه میخورم...



[ سه شنبه 1393/04/17 ] [ 00:05 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



سالِ نـو


سـال نـو ؟!
 - کـاش اثـری از زندگـی در مـن دیـده شـود!

+ایامتان نوروز 


[ جمعه 1393/01/8 ] [ 00:01 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



برای هیچکی ، نمینویسم...



+گمشده در مه بابت اینهمه بی اعتنایی معذرت میخوام!
احساسم بهم میگه
دیگر هیچ وقت برایت نخواهم نوشت
حالا دست نوشته هایم
مثل تو وجود خارجی نخواهد داشت!

+شاید برای همیشه ، شاید برای یه لحظه ، نمی نویسم!










طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ یکشنبه 1392/10/29 ] [ 00:26 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



نویسنده محبوبم


من بیش از حدی که باید و شاید به آسمان آبی اندیشیده ام
و زخم های واقعی نور را احساس کرده ام.
من به سان جسمی ساخته رویاها هستم
و اگر چه افقم در شفق های هولناک گم شده است
اما همانند پرومته زنجیری گران دارم که به دنبال کشیدن آن برایم دشوار شده است.
به صخره ها زنجیر نشده ام
اما به جای عقاب ، جغدی قلبم را از هم می درد.
خود را سرشار از شعر می یابم
شعر عاشقانه ، شعر ساده ، شعر خیال انگیز ، مذهبی ، ژرف ، بد ، شرورانه ، با صداقت
هر چیز ، همه چیز ، میخواهم هر چیزی باشم.
خوب میدانم که سپیده دمان کلیدی را در جنگلی دور پنهان کرده است
سر انجام آن را خواهم یافت!




federico garsia lorca


[ سه شنبه 1392/07/30 ] [ 21:17 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



ترس


من برفــــ را در نگاه پنجره می بینم
و ترس یک مخروط روی کاج
و ترس درخت از لاغر شدن
و ترس شب از مهتابــــــــ
ولی من هم چنان
تو را فراموش نخواهم کرد

!




طبقه بندی: مثل خاطره...،
[ دوشنبه 1392/07/15 ] [ 22:24 ] [ بنفش ] [ نظرات() ]



.: تعداد کل صفحات 4 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]